عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
117
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ . ميگويد : اين جهودان بنى قريظه و نضير بجاسوسى بنزديك تو مىآيند ، و سخن ميگيرند ، و با غائبان خويش مىبرند ، آنان كه بنزديك تو نمىآيند ، و ايشان جهودان خيبرند . اين همانست كه جاى ديگر گفت : وَ إِذا خَلا بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ ، وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ . يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ - يعنى يغيرون القرآن من بعد وضع اللَّه اياه مواضعه ، اين آنست كه خداى تعالى گواهى دادن محمد را بپيغامبرى در تورات بجاى تصديق بنهاد ، و حدود بر جاى تقرير و تنفيذ بنهاد . جهودان آن شهادت بر جاى تكذيب بنهادند ، و حدود بر جاى تعطيل و تبديل بنهادند . يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هذا فَخُذُوهُ - اين در شأن دو جهود آمد از اشراف خيبر . مردى و زنى زنا كرده بودند ، و محصن بودند ، و آن زنا بر ايشان درست شده . جهودان خواستند كه حدّ از ايشان بيفكنند ، تا مسلمانان شماتت نكنند . در ميان ايشان اختلاف افتاد در آن كار . يكديگر را گفتند : بياييد تا به اين پيغامبر عرب شويم ، و اين حكم پيش او بريم ، اگر او در دين خويش حكم كند در ايشان بحدّ فرود از كشتن ، آن را بپذيريم ، و آن حدّ كه در تورات است فروگذاريم ، و گوئيم كه : به حكم پيغامبر كار كرديم . وَ إِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا و اگر چنانست كه شما را از دين محمد حدّى ندهند فرود از كشتن ، از پذيرفتن سخن محمد پرهيزيد . آمدند بر رسول خداى و پرسيدند . رسول ( ص ) گفت : رجم است ايشان را ، سنگسار كردن و كشتن . ايشان گفتند كه : در تورات اين نيست ، كه در تورات تحميم است ، روسياه كردن و بر شتر بگردانيدن . رسول خدا گفت ايشان را : فأتوا بالتورية تورات بياريد . تورات بياوردند ، و عبد اللَّه بن سلام حاضر بود و ابن صوريا تورات خواندن گرفت ، چون بآيت رجم رسيد ، دست بر آن نهاد . عبد اللَّه بن سلام گفت كه : دست بر آيت رجم نهاد . رسول گفت ايشان را : به آن خداى كه به طور سينا ، موسى را از خود سخن